تبليغاتX
www.niloobianconero.blogfa.com BIANCO_NERO
 تلخ مثل زهر

به قول نازي صفوي امروز با يادآوري گذشته ها چه حالي دارم

 

امروز بازم مثل قديما دلم گرفته دليل خاصي هم نداره توي اينترنت بودم و جالب اين كه اون دنيايي كه اگه يه روز بهش سر نمي زدم خل و رواني مي شدم امروز هيچي نداشت كه سرگرمم كنه حتي اسم يه سايت و وبلاگ هم يادم نيومد و بازم مثل ديوونه ها رفتم يه جايي كه خاطراتش آزارم مي ده كه خواسته و ناخواسته با خارج شدن اون از گود منم رفتم كنار بماند كه هميشه كنار بودم و با اين كه زير نوشته هام رو امضا مي كردم بازم تشكر خواننده ها از من نبود من نخواستم ازم تشكر كنند ولي به خاطر وقتي كه گذاشتم دلم مي خواست حداقل يه نفر محل بذاره و لااقل ايراد بگيره ، انتقاد كنه حداقل اونجوري مي فهميدم كه يكي نوشته هام رو ، هر چند مزخرف خونده و اين برام انگيزه اي مي شد كه با نيلوفر همكاري كنم يا خودم وبلاگم رو كه همه چيز از قالب گرفته تا بنرش حاضر بود اداره كنم

 

درد من از بي تفاوتي خودم نيست ...

 

دلم گرفته از كساني كه حتي مثل مهدي به خودشون جرات ندادن كه خداحافظي كنند از وبلاگ هاي بي كار دلم گرفته از بچه هايي كه حتي نمي دونند يووه يعني چي و مي خوان در موردش بنويسن خسته شدم اين بچه ها حتي اين قدر انگيزه ندارند كه خودشون بنويسن از روي يه سايت يا يه وبلاگ ديگه كپي برداري مي كنند و بعد هم خسته مي شن دلشون رو مي زنه و تموم آتيش تند عشقشون يه دفعه خاموش مي شه اين عشق نيست خودشون خوب مي دونند اين چيه و اسم اشتباه رو روش مي ذارن

 

عشق ، عشق ما بود كه اگه يوونتوس روي دكمه هاي كيبورد و توي صفحه هاي كامپيوترمون نبود توي قلبمون بود توي فكرمون بود حتي توي چشمامون مي شد آتيش عشق يووه رو خوند كافي بود اسمش رو ببرند تا چشمامون شعله بكشه و با عشق يا نفرت توي چشماش نگاه كنيم و اگه چيزي خلاف ميلمون گفت چنان نگاهي كنيم كه از وحشت جرئت نكنه حتي پشت سرمون حرف بزنه

عشق ، عشق ما بود كه اگه يوونتوس توي صفحه تلويزيون نبود توي تخيلمون بود و تصور مي كرديم الان دل پيرو پاس ميده به ترزگه و ترزگه هم توپ رو به تور مي دوزه و هر چند دقيقه يك بار مثل جن زده ها مي پريديم پاي كامپيوتر خودمون يا حتي توي كافي نت تا ببينيم بازي چند چند شد

عشق ، عشق ما بود كه فريادش نمي زديم تا با يه فرياد فراموشمون نشه ، سكوت مي كرديم تا بازم توي قلبمون بشينه

 

فكر مي كنم ديگه اون قدر شكايت كرده باشم كه به نيلوفر نگيد چرا اين قدر تلخ مي نويسه !!!!

 

گمنام هميشه ، الساندرا

|+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 16:58