|
آسمون همیشه لاجوردی است !!!!
1996 ، 1998 ، 2000 ، 2002 ، 2004 ، 2006 و ... 2008
خبرای حضور تو هفتمین حضورش تو یه تورنمنت معنبر دیگه همه طرافداری پسر طلایی تورین رو غرق شادی کرده ، هفتمین حضوری که می تونه یه افتخار دیگه برای پسر طلایی تورین باشه ، هفتمین حضوری که الکس رو به رکورد اسطوره میلان " پائولو مالدینی " می رسونه ، هفتمین حضوری که با شایستگی تمام ، لیاقت به دست آوردنش رو داره ، هفتمین حضوری که می تونه با لباس "شماره 7 " لاجوردی ایتالیا به سرتاسر جهان نشون بده ، هفتمین حضوری که می تونه حقانیتشو به کسایی که چشم دیدنشو ندارن نشون بده ... این افراد حتی بین طرفداران یووه هم وجود دارن ، هستن شبه طرفدارایی که این عقیده رو دارن ، اما این افراد هنوز معنی تعصب رو درست نفهمیدن ، معنی وفاداری و پایبندی به تیم در بدترین شرایط رو درست درک نکردن ، معنی اسطوره واقعی بودن رو درک نکردن ... اسطوره واقعی بودن به این معنی نیست که 90 دقیقه تو ترکیب ثابت باشی اما کاری از دستت ساخته نباشه ، اسطوره واقعی کسی ای که مرد لحظه های حساس باشه ، اسطوره واقعی کسی ای که رهبر واقعی تیمش باشه ، اسطوره واقعی کسی ای که که ذخیره طلایی لقب بگیره ، اسطوره واقعی کسی ای که سرنوشت ساز بازی کنه ، کسی ای که تمام طرفداراش با تمام وجود دوستش داشته باشن و .... الکس کسی ای که تمام این خصوصیات رو داره ، همه طرفداراش منتظر دیدن پسر طلایی تورین تو یورو 2008 هستن ...
الکس با لباس شماره 7 ایتالیا و با هفتمین حضور پر افتخار دیگه اش به همراه ایتالیا و بقیه آتزوری ها ثابت می کنن " آسمون همیشه لاجوردی است . " |+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:19 مبارزه تا لحظه آخر
يوونتوس 4 – 0 آتالانتا لگروتاليه 1 * دل پيرو 6 * دل پيرو 34 * دل پيرو 64 * فكر مي كنم نتيجه بازي و گلزنان همه چيز را نشان دهد . يووه بازي را طوفاني شروع مي كند ، يوونتوسي كه در اين سالها كمتر ديده بوديم و در همان دقيقه اول روي سانتر دقيق الكس و جاگيري خوب لگروتاليه به گل مي رسد . اما اشتهاي گلزني يووه كم نمي شود و 5 دقيقه بعد روي ارسال كامورانزي و موقعيت سنجي ترزگه ، دل پيرو گل دوم بازي را به ثمر مي رساند . يووه عقب كشيد و چشم به ضد حملات دوخت . كه در يكي از همين ضد حمله ها گل سوم يووه را الكس روي پاس عالي كه دريافت كرد به ثمر رساند . الكس بعد از گل دومش لبخندي تلخ زد كه خيلي از ما معنيش را مي دانيم . پينتوريكو در آرزوي بازي در تيم ملي كشورشه و اين كه دونادوني به او اين اجازه را نمي دهد ، نه تنها الكس را كه همه ما را آزار مي دهد . الكس در پي اثبات شايستگي هايش است و مي خواد كه همراه تيم ملي ايتاليا و در بين 11 نفر اصلي تيم باشد . اما آله نمي خواهد منتظر بماند و مي خواهد بليطش را همين جا صادر كند .
اين سه تا گل خيلي معني ها داشت خيلي هاش رو خيلي هامون مي فهميم . الكس با اين گل ها براي خيلي ها پيغام فرستاد كه اولي براي دونادوني بود . نمي دانم شايد اين سه گل براي اين بود كه الكس مي خواست اثبات كند يك مهاجم است نه هافبك و مي خواهد در پست خودش بازي كند نه پستي كه كاراييش را پايين مي آورد . الكس بار ديگر خود را فرياد زد اين بار ديگر نقشش كوچك نبود كه دونادوني بتواند بگويد نديدم ؛ با اين هتريك بار ديگر شايستگي هاي خود را به رخ كشيد . به هر حال آشيل هميشه وقتي تحت فشار بوده خوب عمل كرده و سربلند از هر مبارزه ش بيرون آمده . مثل هميشه ما هوادارها نگران مي شويم ، اما الكس با آرامشي مثال زدني راهش را به جايي كه بخواهد باز مي كند . شايد پيغام بعديش به ما يوونتوسي ها بود كه در اين جشن به ما اعلام كند سال ديگر با همين قدرت مي تازيم ؛ چه در ليگ ايتاليا ، چه در ليگ قهرمانان . مگر چه قدر اهميت دارد كه اسم بازيكنانمان آنهايي نيست كه مبلغ قراردادشان نجومي است ؟ وقتي پول انگيزه نباشد مطمئنا نتيجه بهتري به دست مي آيد . نمونه اش همين بازيكناني بودند كه در يووه احيا شدند ، با قراردادهاي نجومي آمدند و با قراردادهاي نجومي رفتند . اما آنهايي كه ماندند انگيزه ديگري داشتند انگيزه هايي كه حالا وقت اثبات آن است و ما منتظر مي مانيم ؛ منتظر غيرت و تعصب بازيكنانمان مي مانيم . فصل پيش همه ما را با اتلتيكو مادريدي مقايسه مي كردند كه وقتي به دسته دوم رفت ديگر نتوانست سر بلند كند و وقتي برگشت نه بازيكنانش همان ها بودند ، نه از آن هواداران چيزي مانده بود . اما نه ما همان فصل سر بلند كرديم . از سختي هاي بسياري گذشتيم ، باخت ، مرگ ، حتي مرگ آرزوهايمان . اما نه ، ما يووه را ترك نكرديم ، بانوي پير را تنها نگذاشتيم و مزد صبر خود را خواهيم گرفت دير يا زود اين اتفاق مي افتد . الساندرا
|+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:10 |
آپــدیـــت
|


نيمه دوم با حملات آتالانتا آغاز شد . اما خوب دفاع يووه آمده بود تا دروازه اش را بسته نگه دارد . يووه بار ديگر چشم به ضد حمله ها دوخت و 20 دقيقه بعد از شروع نيمه دوم ترزگه توپي را براي الكس مهيا كرد و الكس هم قدرش را دانست و گل سوم خودش و گل چهارم يووه را به ثمر رساند . بعد از اين گل ماركيوني كه تازه از بند مصدوميت رهايي پيدا كزده به بازي آمد و جاي كامورانزي را گرفت و چند دقيقه بعد الكس جاي خود را به پالادينو داد صداي تشويق تماشاچي ها ورزشگاه آتالانتا را لرزاند ؛ هواداران آتالانتا هم به تشويق الكس ايستاده بودند . ديگر در برابر اين شكوه و قدرت چه مي توانستند بكنند ؟ در برابر اين خواسته بزرگ همه تسليم شدند ؛ همه تسليم الكسي شدند كه مثل روزهاي جوانيش كه بلكه بهتر و باتجربه تر مي تازد و برنده مي شود .