|
حرف آخر ....
سلام ...این هم آخرین مطلبم دزباره یووه و الکس و... قابل دونستید نظر بدید ... کس دیگه ای هم هست که مثل تو باشه . مهم نیست دز کجای دنیا اما مثل تو وجود داره مثل تو ناراحت میشه مثل تو قهقهه می زنه اون هم در برابر یک دغدغه مشترک. این یعنی وقت فریاد زدن خندیدن و ... بالاخره یکی پیدا می شه که با تعجب نگاهی پر سئوال بهت نداشته باشه و نگه بیکاری بابا دیوونه!!! (از این دست آدمها کم پیدا نمیشن دوربرتونو نگاه کنید) چه باشکوهه که بدونی تو یه جای دنیا (مهم نیست کجا) یکی هست که تورو درک کنه و برای دغدغه ات ارزش قائل باشه حالا تصورشو بکن که به جای یک هم دغدغه, هزارها, میلیونها و شاید میلیاردها در همین حوالی نه در گستره دنیا باشه که دلشون برای یک تیم ,یک اسطوره ,غنج می ره مثل تو فریاد می زنن مثل تو می خندن مثل تو حتی گاهی ناسزا هم میگن مثل تو گریه می کنن مثل تو دوست دارن بعضی مواقع دنیا بر سرشون آوار بشه نبود یووه در سری آ و مهم تر ندیدن ستاره هایی که بهشون عادت کرده بودم که هر شنبه ویک شنبه شبکه ۳ یوونتوسی ما بازیشونو پخش کنه و ...(امسال دلم برای دیدن دربی دلاموله بین یووه و تورینو لک زده بود دربی حساسی که در رده بندی دربی های جهان در رتبه ۷۴ قرار داره ... حیف که نشد ...) برای من که درد آورده, ندیدن الکس , پاول و... برای منی که سالهای قبل هیچ فوتبال مهمی رو ـ علاوه بر بازیهای یووه ـ (حتی ایرانی) از دست نمی دادم... این فصل فقط و فقط به شنیدن نتیجه هاشون اکتفا میکنم و بس اگر هم بخوام شب بیدار بمونم فوتبال نگاه کنم وسطش خوابم می بره (نمونه نزدیکش بازی بایرن و رئال مادرید هفته پیش ) دل و دماغ قوتبال دیدن دیگه ندارم ـ دیدن ستاره های یووه تو تیمای دیگه درد آوره ـ شاید چون دیگه بازیهای الکس و پاول و یووه رو نمی بینم و از دیدن باریهای سری ب محرومم تا دوباره دیوونه بازی هام گل نکنه و ... بگذریم می دونین لقب بیانکونری ـ سفید سیاه ـ از کجا اومده ؟ (من که خیلی با این اسم حال می کنم حاطره جالبی باهاش دارم ) لباسای یووه از همون سالی که تاسیس شد ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۰۳ صورتی رنگ بود. در سال ۱۹۰۳ باشگاه یووه از " جان ساوج " انگلیسی در خواست کرد که اگه می تونه طراح مناسبی برای لباسای جدید یووه پیدا کنه ساوج هم به یکی از طرفدارای ۲ آتیشه ناتس کانتی رو اورد که اونم با الهام گرفتن از لباس سفید و سیاه " ناتس کانتی " لباسای یووه رو طراحی کرد و به بیانکونری ـ سفید سیاه ـ مشهور شد لقب یووه قبل از بیانکونری , Colore Roza به معنی صورتی بوده .... بیانکونری به نظرم از صورتی قشنگتره . !!!!! فکرشو بکنید صورتی !!!!! می خوام بازم از الکس بگم ... در توصیفش همیشه زبونم قفل میشه واقعا نمی دونم به این پسر طلایی تورین باید چی بگم ... (اینو بذارین به حساب شکسته نفسی!!!! ) تبلیغ الکس برای طراح ایتالیایی " جورجیو آرمانی " رو دیدین ؟ تبلیغش به قبل از جام جهانی بر میگرده. بنده حقیر در کل شبکه های ایتالیا که این تبلیغو پخش کردند فقط ۳ بار موفق به دیدنش شدم ... البته گویا ساختن همین کلیپ تبلیغاتی خیلی ماجرا داشته ... اصرار الکس برای اینکه لاچینای قدیمی آبی رنگ خودشو سوار بشه باعث میشه کارگردان کلیپ " نونه کیوری " رو به شدت عصبانی کنه و کیوری فریاد بزنه : این اتومبیل قراضه آبی رنگ با شور و فضای فیلم هماهنگ نیست و... " الکس هم یکی از اون حالتهای مخوفشو پیدا میکنه که فقط مهاجما و هافبکهای نفوذی که در منطقه بازی الکس میخوان ازش توپ رو بگیرن باهاش آشنایی دارن و نزدیک بود ... اما بالاخره با اصرار تهیه کننده شاکی پرونده (الکس) راضی میشه بی خیال لاچینا بشه و حرف کیوری رو هم گوش نکنه وبه جای لامبورگینی قرمز , لیموزین کادیلاک مشکی رو سوار بشه ... الکس در حالیکه برازندگی کت وشلوار آرمانی تو تنش بیداد میکنه , در مقابل یک هتل از ماشینش پیاده میشه ( لیموزین کادیلاک مشکی) و به دربان هتل تعظیم میکنه و بهش انعام میده بعد برمیگرده به دخترایی که با تعجب بهش نگاه میکنن لبخند می زنه و به آینه تمام قد روبروش خیره میشه و سرمست و مغرور از این همه توجه (اینجاش برای اینکه این حس منتقل بشه چشمای الکس توسط کارگردان به تصویر کشیده شده !!!!!!!!! ) با دستاش حرکت معروفشو موقع گل زدن انجام می ده و ... حتما باید خودتون ببینید ... شنیدن کی بود مانند دیدن ؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش می تونستم بازم بنویسم ولی فعلا میگم نه تو توانم نیست روحیه معروف پشتکار شدید جنگندگی و سمج بودنم دیگه از بین رفته فقط می تونم بگم ضربه روحی شدیدی خوردم و آرزویی که داشتم و دارم رسیدن بهش امسال محاله محالهههههههه ... (دلایلشم براتون تو پست قبلی گفتم ) دوستان برای همیشه خداحافظ ....... نظر یادتون نره ... بدجنس بازی درنیارین |+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 18:18 خداحافظ ...........
نمی دانم ... چرا هروقت سبزه های احساسم با ناامیدی گره می خورد تا آن سوی ابرها می روم تا صداقت باران..., آن وقت می بینم حرفهای ناگفته زیادی دارم… گرچه تصمیمی نداشتم برای وبلاگم خداحافظی بنویسم و احساس می کردم بدون نوشتن خداحافظی دل کندن و جدایی از وبلاگ ودر کل فضای اینترنت برام راحتتره و واقعا هم موفق شده بودم اما به دلیل یک سری مسائل که برام پیش اومد تصمیم گرفتم همه چیزو با آخرین نوشته ام یا به عبارتی دیگه خداحافظی تمومش کنم البته شاید تعطیل کردن وبلاگم موقتی باشه ولی فعلا نمی خوام دوباره وارد این فضا بشم شاید این تصمیم به دلیل فراموش کردن برخی مسائل و دل مشغولی ها باشه که احساس می کنم واقعا برام لازمه… به نظرم در این موقعیت کلمه خداحافظی زیاد جالب به نظر نمی رسه شاید چون برام تداعی گر یک خاطره ناخوشاینده… فعلا کلمه مناسب تر دیگه ای هم واقعا به ذهنم نمی رسه …. "خداحافظ" در لغت به معنیه اینه که" خدا حفظت کنه" و در همین مایه ها ولی در اصل وقتی با کسی یا چیزی دوست داری خداحافظی داشته باشی یعنی براش آرزوی موفقیت داری و یرات واقعا ارزش داشته یا داره به نظرم وقتی یک چیزی یکمرتبه و بدون خبر دادن قطع بشه در ظاهر این معنی رو می رسونه یا واقعا از چیز مهمی دلخور شدی یا برای کسی که در ظاهر می گی دوست داری ارزش معنوی قائل نیستی (البته این یک نظر کاملا شخصی بود)... در هر حال هر آغازی یک پایانی داره درباره آغاز این وبلاگ کاملا معمولی هم در اصل باید بگم جرقه اصلی داشتنش برام روز 13 فروردین 85 در یک محفل سیزده بدری خانوادگی زده شد منم که کنجکاو و به دنبال تجربه چیزای جدید ... تصمیم گرفتم برای ارضای همین حس کنجکاویم چنین فضایی رو تجربه کنم و این تصمیمو حدودا اواخر خرداد 85 عملی کردم درست در حین برگزاری جام جهانی 2006 ". همواره تو سالهای جام جهانی برام حوادث مهمی اتفاق افتاده در نتیجه سالهای جام جهانی همیشه برام خاطره انگیز بوده ... البته خاطره انگیزترینش به جام 2002 برمیگرده ودر اصل روز 24 خرداد سال 1381 و روز چهاردهم جام جهانی" روز بازی حساس ایتالیا_مکزیک و بازی مرگ وزندگی برای ایتالیا هر لحظه امکان حذف ایتالیا وجود داشت و این یعنی یک فاجعه برای ایتالیای تراپاتونی لجباز…" درحالیکه ایتالیا با یک تساوی هم صعود میکرد تا دقیقه 85 بازی با یک گل از مکزیک عقب بود و از دست اینزاگی و مونتلا و صد البته توتی و ویه ری ... اما بالاخره تراپ به لجبازیهای نابه جاش با "الکس" پایان داد و با یک تعویض به یادموندنی الکس رو با سوگلیه خودش (توتی ) تعویض کرد… حتی خوشبین ترین افراد هم نمی تونستند تصور کنند الکسی که واقعا وضعیت روحی مناسبی به علت ماجراهای پیش اومده توسط زدنیک زمن و صد البته ماجراهای بین الکس و توتی نداشت یا به عبارت دیگه واقعا افول کرده بود بتونه برگ برنده ایتالیا لقب بگیره و جریان بازی رو به نفع ایتالیا تغییر بده... برای الکس فقط 12 دقیقه برای اثبات دوباره خودش کافی بود…. و سرانجام" الکس" تونست با یک ضربه سر شیرجه ای زیبا روی پاس ضربه چکشی مونتلا گل تساوی ایتالیا و در اصل سند صعود ایتالیا رو بزنه وسرجوخه تراپ رو از یک جهنم واقعی که در ایتالیا در انتظارش بود نجات بده… بیشتر از گل نحوه خوشحالی الکس بعد از گل برام جالب بود " الکس " در حالیکه گریه می کرد با اشاره دستاش به آسمون , گلشو تقدیم روح پدرش کرد...
الکس با لباس سفید شماره7 ایتالیا بازیکن روز 14 جام معرفی شد و واقعا هم الکس شایستگی پوشیدن شماره 10 ایتالیا رو داشت نه سوگلی تازه از راه رسیده تراپاتونی (توتی!!!!!!!) همین یک گل سرآغاز عشق و علاقه وافر من به الکس شد که هرروز هم بیشتر و بیشتر میشه و به نوعی همیشه با منه و خواهد بود... این عشق و علاقه با تعطیل کردن این وبلاگ هیچ وقت به پایان نمیرسه و تموم نمیشه… الکس و ... هرچی بگم بازم نمی تونم میزان این علاقه رو بگم چون یک حسه وصف ناپذیره .... البته به نظر خودم فضای ورزشی زندگی اطراف من در به وجود اومدن این علاقه بی تاثیر نبوده (راستی منظورم از ورزش تقریبا بیشتر ورزشها رو شامل میشه نه فقط فوتبال) اطزافم طرفدار هر تیمی وجود داره از استقلال , پرسپولیس تا یوونتوس , بارسلونا , لیورپول , بایرن مونیخ , میلان, رئال , چلسی (خودم به شخصه از شخصیت مورینیو خیلی خوشم میاد آدم مرموز و جالبیه و تازگیها هم به خاطر یک نفری از جو کول خوشم اومده ولی فعلا که تا آخر فصل مصدومه...) منچستر سیتی , فیورنتینا , والنسیا و ...(هنوز هم ادامه داره... به اندازه یک استادیوم اطرافم تیفوسی وجود داره نگران نباشین این رو هم بگم این وبلاگ هرگز اون طور که می خواستم نشد حداقل این اواخر (البته اوایل خوب پیش می رفت) که بیشتر به دلیل یک سری مسائلی بود که از اواخر شهریور برام پیش اومد و ماجرایی که به طور ناخواسته درگیرش شدم و صدالبته مشکلات دیگه ای که در ادامه اش برام پیش اومد این وقت و اجازه رو بهم نداد که از اواخر مهر به بعد به جز 3یا4 مطلب بقیه مطالبو خودم بنویسم بنابراین چون دیدم ادامه این روند واقعا برام جالب نیست تصمیم گرفتم به کارم خاتمه بدم وتمومش کنم چون فعلا تو توانائیم نمیبینم ادامه اش بدم شاید اواسط تابستون دوباره کارمو شروع کنم ولی فعلا تا مدتی نمی خوام تو این فضا قرار بگیرم تا برخی خاطرات کاملا از ذهنم محو بشه و…. وقتی فکر می کنم, تو این۶ ماهی که از مهر سپری شده با توجه به شرایط سنی و تحصیلی ام فرصتهای زیادی رو به راحتی از دست دادم... اگرچه برای هدفی که در نظر دارم که اگه خدا بخواد زیاد برام دور از دسترس نیست هنوز زمان برای جبران دارم ولی خوب نه زیاد... در هر حال ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه اس ... فقط از امروز تلاشمو باید یکم بیشتر کنم …(ولی امسال کم احتمال می دم بهش برسم... ناامیدی بددردیه !!! سعی کنین دچارش نشین !!!!) در ضمن این نکته رو هم بگم تو این مدت دوستان زیادی خواستار ارتباط (چت) با من شدند پی ام های زیادی برام گذاشتند و... در جوابشون باید بگم معذرت می خوام واقعا برخی مسائل تو فضای اینترنت برام جذابیت نداره چت هم یکی از مواردشه زیاد سعی نمی کنم با کسی از طریق چت ارتباط برقرار کنم بازم از لطفتون ممنون … از زحمات علی که تو این مدت به من کمک کرد و دانلود گلهای یووه در سری B رو در وبلاگ قرار داد از صمیم قلب تشکر می کنم و امیدوارم بالاخره یک روز تایپ فارسی رو هم یاد بگیرن و دستشون تند بشه با آرزوی موفقیت امیدوارم در تمام عرصه های زندگی موفق باشه … از زحمات جوجه فنچ قدیمی !!!! هم بابت ساخت این بنر زیبا ودوست داشتنی از صمیم قلب تشکر میکنم درسهای زیادی به من داد و از این لطفش هم ممنونم اگرچه از جانبش بی مهری های زیادی به من شد که صد البته در بعضی موارد بهش حق می دم من هم مقصر بودم برای جبران و معذرت خواهی هیچ وقت دیر نیست … بازم بهش میگم معذرت می خوام دوست ندارم ازم دلخور باشه همین ... و آره همین .... خووووووببببببببببببب (کشیده بخونین) کم کم باید برم دیگه هیچی به ذهن واقعا آشفتم نمی رسه... هرچه بود , هرچه هست و هرچه خواهد بود , من نخواهم برد این از یاد : کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند . گفتم , می گویم و پیوسته خواهم گفت : ور رود بود و نبودم , همچنانکه رفته است و می رود , بر باد ... (مهدی اخوان ثالث ) فقط و فقط باید بگم خداحافظ…. عیدتون هم پیشاپیش مبارک ... از شما دوست عزیز هم که تا آخر این خداحافظی رو خوندی تشکر می کنم خوشحال میشم نظرتو هم بدونم…. "به امید بازگشت یووه به سری آ و اوج گیری دوباره" دوستدار عاشقان الکس , پاول و یوونتوس NILOOFAR _NILOOBIANCONERO |+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 0:27 اسکار کالچیو
این عکسها مربوط میشه به اسکار کالچیو امسال ...قابل دونستید نظر بدید
|+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 10:11 الکس و ...
خانواده آنیلی - ( خبر سازترینشون در حال حاضر لاپو الکان ـ نوه دختری امبرتو آنیلی ـ هر هفته یک گندی بالا میاره …نائب رئیس فیات و رئیس آینده یووه که به نظرم واقعا آدم … بگذریم) - خاندان عجیب و غریب موجی – برادران تاویانی و حتی میشل پلاتینی در دوره ای نشانه ها و سمبل تورین به شمار می رفتند اما با وجود " الکس دل پیرو " می تونم بگم کاملا فراموش شدن و در برابر اله به مانند یک غریبه به نظر میان الکس در تورینو با وفاداریش به یووه به نماد این شهر متمول تبدیل شده (شاید روزی هم در تورینو مجسمه الکس _ مثل باتیستوتا در فلورانس _ ساخته بشه )
الکس با موندن تو یووه از مرز جاودانگی هم عبور کرده به طوری که الان می تونم اله رو یک SUBAB واقعي به شمار بيارم ( زیاد به خودتون فشار نیارین SUBAB (SUBOB) يك اصطلاح ورزشیه که ریشه اش به فرهنگ آنگلوساکسون بر می گرده ـ توی یک سایت انگلیسی خوندم که در توضیح این کلمه نوشته بود : سوباب از 2 کلمه " بابی (بابی چارلتون) و سوزان (سوزان جفرسون _ پیشگوی ملکه الیزابت دوم _ ) " تشکیل شده ... سوزان جفرسون در سال 1963 و 128 روز پیش از سانحه هوایی آبردین ـ که باعث مرگ۳۶ نفر از مربیان وبازیکنای منچستر یونایتد شد ـ این سانحه رو پیش گویی کرده بود و گفته بود از این حادثه فقط بابی چارلتون جون سالم به در می بره و به یک اسطوره برای منچستر تبدیل میشه که واقعا هم شد ...) اصطلاح SUBAB (SUBOB) _ به 2 شيوه نوشته ميشه _ به مردانی اطلاق می شه که در نمام زندگیشون به اصولی خاص معتقدند و وفادارانه با تمام داشته ها و نداشته های باشگاهشون پایبند می مونند ... الکس چنین فردی می تونه به شمار بیاد...
پتانسیل محبوبیت الکس این قدر زیاده که مدیری مثل موراتی رو به فکر انداخته برای اجرای برنامه های خودش از الکس بهره بگیره . موراتی ( مرده خر بازیکنای یووه ودر کل اروپا " برای داشتن الکس حاضره تمام 7 بازیکن منتقل شده به اینتر رو با 15 میلیون یورو به تورینو بفرسته " و البته طرفدارای الکس هم ساکت نموندند و حدودا 2 هفته بعد پیرزنی 67 ساله با تماس با برنامه T.SPORT موراتی رو به فحش بست و هرچی می تونست نثارش کرد و خطاب به موراتی گفت "مگه شرافت یک شهر رو هم میشه با پول خرید و ...." مدیرای زرنگ برنامه هم با سونیا بلافاصله یک گفتگوی تلفنی ترتیب دادند و سونیا هم اعلام کرد: " امشب چشمای اله درخشش دیگه ای به خودش گرفته " محبوبیت الکس وتعداد طرفدارش در تورینو و...از تعداد تیفوسی های یووه هم بیشتره ... یادمه پارسال توی بازی برگشت یووه ـ وردربرمن در دل آلپی تیفوسی های الکس و یووه در اعتراض به کاپلو و نتایج بد و بازی ندادن الکس یک پرچم کاریکاتوری آنتی کاپلویی و واقعا باید بگم بی ادبانه (شبکه 3 جیگرمون هم طبق معمول سانسورش کرد ) ترتیب داده بودند که واقعا نشون دهنده میزان انزجار تورینی ها از موجودی به نام کاپلو بود... لقب های جالبی هم بهش داده بودند : " مارمولک سیاه , پیرمرد عینکی ,عاشق رنگ مو , ترسوی خودباخته, پول پرست ,زبون دراز و ...."
الکس واقعا در تمام زمینه ها بی نظیره
مشکلات بین الکس و باجوـ الکس و توتی ـ تهمت زدن زدنیک زمن به الکس و... هم دیگه نیازی به گفتن نداره ... داره؟؟؟؟
|+| نوشته شده توسط نیلـــوفر در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 13:0 |
آپــدیـــت
|







![gol 1-1-Esultanza azzurra[RaiSport].jpg (14166 bytes)](http://www.erlupacchiotto.com/art/all/Italia/2002-Mondiali/partite/2002-06-13-Italia-Messico-1-1/immagini/mini/gol_1-1-Esultanza_azzurraRaiSport_small.jpg)
![gol 1-1-DelPiero esulta con il gesto di chi sniffa cocaiana-2[Sportal].jpg (19759 bytes)](http://www.erlupacchiotto.com/art/all/Italia/2002-Mondiali/partite/2002-06-13-Italia-Messico-1-1/immagini/mini/gol_1-1-DelPiero_esulta_con_il_gesto_di_chi_sniffa_cocaiana-2Sportal_small.jpg)
![gol 1-1-esultanza azzurra[GazSport].jpg (14052 bytes)](http://www.erlupacchiotto.com/art/all/Italia/2002-Mondiali/partite/2002-06-13-Italia-Messico-1-1/immagini/mini/gol_1-1-esultanza_azzurraGazSport_small.jpg)
















